ابن البلخي
98
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
كى منعمتر بودند درويشان را مىداشتند و از دو بار غذا و طعام خوردن ، « 1 » با « 2 » يك بار كردند و يك بار « 3 » به درويشان دادند و اين مانند عبادتى بود . پس چون پيغمبران مرسل - عليهم السّلم - بيامدند ، آن را فرض كردند به فرمان ايزدى - عزّ ذكره - و از بهر تخفيف بندگان را سال به سال بفرمودند . و به روزى چند شمرد [ ه ] ، [ 1 ] در هر ملّتى تعيين افتاد ، و سى سال پادشاهى همه جهان كرد و در پادشاهى كناره شد و نسل نداشت و پادشاهى به برادرش رسيد . جمشيد [ 2 ] بن ويونجهان « 4 » [ 3 ] جمشيد به يك روايت ، برادر طهمورث بوده است و به روايتى ديگر ، برادر زادهء او [ 4 ] بوده است و پدرش را ديونجهان « 5 » گفتنندى پسر ويونجهان « 6 » و معنى « شيد » نور [ 30 f ] و بها باشد و از اين جملت ، آفتاب را خرشيد گويند ، و اين جمشيد بر صفتى بود از جمال و ورج و بها ، كى هيچ كس از ملوك فرس مانند او نبود و چندان قوّت داشت كى هر چه را از سباع چون شير و غير آن بگرفتى ، تنها بكشتى و باز « 7 » علم و عقل و راى او به درجه كمال بود ، مدّت ملك او هفصد و شانزده [ 5 ] سال بود ،
--> ( 1 ) . P : خوردن را . ( 2 ) . P : ندارد . ( 3 ) . P : يك بار را . ( 4 ) . B : يونجهان . ( 5 ) . P : ويونجهان . ( 6 ) . P : « پسر ويونجهان » را ندارد . ( 7 ) . bp : بار .